
سلام دوستای قشنگم خیلی خوش اومدین به وبلاگم ! حال دلتون چطوره ؟😉😘امیدوارم هرجایی ک هستین همیشه عالی و سرحال باشید💫🌟 خب دوستان یه خلاصه ای از رمان بگم تا شما متوجه بشید اوضاع از چی قراره !
رمان " روزی ک عاشق همجنسم شدم " راجع ب پسر ۲۶ ساله ای ب اسم لیان هست ک عاشق دکتر مذکرش ، پیتاگورس میشه و روز ب روزی ک تحت درمان پیتاگورس قرار میگیره ، عشقش نسبت بهش بیشتر میشه ، ولی ی روزی لیان بخاطر مشکلاتی ک واسه پدر و مادرش بوجود میاره ، تصمیم میگیره ک از خونه فرار کنه...
رمان به شدت صحنه داره و ممکنه شخصیت ها باهم روابط جنسی ، الفاظ رکیک و ... داشته باشن ، اما توی وبلاگ های دیگه ب شدت سانسور شدست و حتی اگر مدیر اون وبلاگ اجازه بده من بازم سانسور شده میذارم و فقط تو وبلاگ من ینی Mommy's comic میتونید بدون سانسور بخونید قشنگام 💚 رمان ب شدت تخیلیه و نیاز ب توضیحات و تصویر هایی داره ک من براتون آماده گذاشتم ، سوالی هم داشتید پی وی در خدمتم !!🌟🌟💫
بوس بهتون و برید ادامه مطلب ☝🏻🗣
من رو با ویلچر ب سمت در خروجی بردن و با کمک همون پرستار زن و مرد و البته پیتاگورس، سوار آمبولانسم کردن .
نگاهی ب پیتاگورس کردم ک قبل از اینکه پدرم و مادرم بخوان سوار آمبولانس ب همراه من بشن ، نگهشون داشت .
پیتاگورس به پدرم نگاه کرد.
پیتاگورس : شماره من رو داشته باشین ، اگر مشکلی براش پیش اومد بهم سریع خبر بدین .
و بعد شمارش رو ب پدرم داد . مادرم دستاش رو قلاب کرده بود و ب سینش فشار میداد و از پیتاگورس تشکر میکرد . پدرم با لبخند ، ب گورس نگاه کرد و سری ب نشونه موافقت تکون داد .
پیتاگورس : آه .. داشت یادم میرفت ! همینجا منتظر باشید .
سریع رفت و با برگه ای برگشت و تحویل مادرم داد .
پیتاگورس : این دارو ها و موادی هستن ک باید مصرف کنه و بهش تزریق بشه ، واسه حمام دادنش هم خودتون اقدامی نکنید و فقط ب شمارم زنگ بزنید .
مادر : ن بخدا زحمت میشه آقای دکتر !
پدر : واقعا همین الانشم کلی لطف کردید ولی-
گورس حرف پدرم رو سریع قطع کرد .
- جدی میگم مشکلی نیست . شما اصولش رو بلد نیست ممکنه مشکلی پیش بیاد .
مادر و پدرم بهم دیگه زل زدن و شونه ای بالا انداختن ک یعنی با دودلی قبول کردن
حموم دادن من..؟
با این موضوع مشکلی نداشتم ولی چطوری بخوام توضیحش بدم رو نمیدونم.. من عاشق این مرد شده بودم و دلم میخواست تک تک لحظاتم رو کنارش بگذرونم ، دوست داشتم توسطش لمس و نوازش بشم و تو آغوشش جا باز کنم ، ولی یکم عجیب بود برام ک بخواد لخت یا حالا نیمه لخت منو ببینه و حمومم بده .. چون از حرفاش میشد فهمید ک میخواد خودش اینکار رو انجام بده و نه کسه دیگه ای .. خب طبیعیه چون زیاد شناختی نداشتم میتونست برام خجالت اور باشه .. ولی چ کنیم ک دکترن و محرم ما آدما حساب میشن...
𝓣𝓪𝓻𝓪𝓷𝓮𝓱